چی بخونیم؟ فریدون صدیقی

پست شده در ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ | توسط اشکان خسروپور

1

خواندنی پنجشنبه‌ها: یادداشت‌های فریدون صدیقی

برای پنجشنبه‌هایتان یک نسخه‌ی خوب خواندنی چیده‌ایم؛ یادداشت‌های هفتگی آقای روزنامه‌نگار، فریدون صدیقی. یادداشت‌هایی که مشکلات روز را از زبان یک روزنامه‌نگار اما به زبانی آهنگین و داستانی بیان می‌کند. یادداشت‌های استاد فریدون صدیقی، از همان نوشته‌هایی است که می‌شود در یک روز خلوت، سر فرصت با چای آن را سر کشید و لذت برد. چی بخونیم امروز را ببینید.

یادداشت‌های فریدون صدیقی، چیه؟

فریدون صدیقی، شیرین‌قلم‌ترین، شیوا‌سخن‌ترین و البته موفرفری‌ترین استاد روزنامه‌نگاری دنیاست. کارش را با کیهان و اطلاعات در اوایل دهه‌ی ۱۳۵۰ شروع کرده و این‌روزها مدیر تحریریه‌ی همشهری محله است. او هر هفته در ضمیمه‌ی «شش و هفت» روزنامه‌ی همشهری یادداشت‌هایی را با عنوان «یادداشت‌های آقای روزنامه‌نگار» می‌نویسد.

فریدون صدیقی از نسل قدیمی روزنامه‌نگارهای ایران است، جزو همان گروه‌هایی که پله پله بالا آمدند و آرام آرام قوام پیدا کردند. از همان آدم‌هایی که نگاه کردن‌شان هم لذت‌بخش است، چه برسد به خواندن نوشته‌هایشان.

یادداشت‌های آقای روزنامه‌نگار در همشهری فرم ثابتی دارد. اول مشکل را روایت می‌کند. در بخش بعدی، داستان را در زمان‌های قدیم، آن روزهایی که شرایط بهتر و متفاوت‌تر بود، روایت می‌کند. در بخش سوم یادداشت‌های فریدون صدیقی، او جدی‌تر لب به انتقاد باز می‌کند و با همان زبان پرآهنگش، آن‌چه را که امروز اتفاق افتاده است، روایت می‌کند.

 

کی یادداشت‌های فریدون صدیقی را بخوانیم؟

یادداشت‌های هفتگی فریدون صدیقی در همشهری، زبان آهنگینی دارد. هر بخش از نوشته هم با یک یا چند بیت شعر جدا می‌شود. فریدون صدیقی تکیه‌کلام‌های خاصی دارد. مثلا زمان‌های دور، «هزار سال پیش» است و زمان فعلی، «حال و اکنون» خوانده می‌شود. نوشته‌های او نثر خاص و آهنگینی دارند که برای خواندنش باید وقت بگذارید. اگر در اتوبوس نشسته‌اید یا یک جای شلوغ گیر افتاده‌اید، خواندن یادداشت‌های فریدون صدیقی را فراموش کنید. وقتی سرتان خلوت‌تر است، مثلا اوایل صبح، آخر شب یا روزهای تعطیل، خواندن این یادداشت‌ها به‌تان بیشتر می‌چسبد.

یک نمونه از یادداشت‌های فریدون صدیقی، چی؟

مردی که آواز از دست می‌دهد یا فقیر شده یا در عشق شکست خورده است، من هر دوی اینها هستم. این را مرد میانسالی می‌گوید که کنار هم دو صندلی در خانه‌ ساده او را در شبی از تابستان پر کرده‌ایم. او آوازش را گم کرده است. یعنی تارهای حنجره‌اش به وقت دلتنگی و یاس کوک نمی‌شود، مثل حالا که می خواست در وصف محبوبش ترانه‌ای زمزمه کند؛ بی‌وفا حالا که از پا افتاده‌ام چرا؟
او در جمعی که چهار نفر بیشتر نیستیم، شمعی را فوت می‌کند که ۵۳ سال دارد دور میزی که یک صندلی خالی از همسرش دارد. دو صندلی دیگر را دختر و پسرش پر کرده‌اند.
می‌گوید وقتی عاشقش شدم چند دقیقه بیشتر طول نکشید. سیزده‌به‌در بود، رودخانه پر سر و صدا بود، آسمان نیمه‌ابری بود، حاشیه رودخانه پر از شادمانی بود. شادمانی می‌دوید، دست می‌زد، والیبال بازی می‌کرد. بادبادک سر به هوا می‌کوبید، عطر چای و بوی کشک و بادمجان، کباب کوبیده و سالاد شیرازی حال ذائقه را خوش کرده بود. حتی کتلت در تابه سر به سر سیب‌زمینی سرخ کرده گذاشته بود. من همان‌ موقع‌ها دیدمش …. ادامه یادداشت آقای روزنامه‌نگار را در اینجا بخوانید.

 

 

یادداشت‌های آقای روزنامه‌نگار را کجا بخوانیم؟

یادداشت‌های قدیمی را می‌توانید در سایت همشهری شش و هفت بخوانید. راه بهترش این است که، پنجشنبه‌ها دنبال روزنامه‌ی همشهری و ضمیمه‌ی «شش و هفت» همشهری بگردید. صفحه‌ی آخر شش و هفت، مخصوص آقای روزنامه‌نگار است.

 

ایول!
4

Tags: , , ,


درباره نویسنده

اشکان خسروپور

کتاب را باید با چای خورد، این‌طوری مزه‌اش بهتر است و اصلا بیشتر حال آدم را خوب می‌کند. کتاب‌های زیادی هستند، همین‌طور نویسنده‌های دهان‌پرکنی که اسمشان را شنیده‌ایم اما هیچ‌وقت آنها را نخوانده‌ و ندیده‌ایم. من اشکان خسروپور، روزنامه‌نگار هستم و کارم در «چی» این است که پیشنهاد بدهم، چه کتاب‌هایی با چای داغ می‌چسبند. برای خواندن آثار نویسنده‌های خوب کمک‌تان می‌‌کنم از کجا شروع کنید که توی ذوقتان نخورد.گاهی با بسته‌های خواندنی پیشنهادی هم حالمان را خوب می‌کنیم.



Back to Top ↑