چی بخونیم؟ عیدی سال 95, کتاب عیدی

پست شده در ۱۶ بهمن ۱۳۹۴ | توسط اشکان خسروپور

0

بی‌خیال سررسید، کتاب عیدی بدهید! | ۱

این‌روزها که بحث ویروس «زیکا» داغ شده، داشتم فکر می‌کردم ما ایرانی‌ها هم سالهاست گرفتار یک‌جور ویروس عجیب و خاص شده‌ایم، خودمان هم خبر نداریم. این بیماری عجیبی که می‌گویم، یک‌جور ویروس است که اواخر سال و با نزدیک‌ شدن نوروز به مغزمان نفوذ می‌کند و گاهی تا یکی دو ماه بعد هم اثراتش می‌ماند. نام این ویروس و بیماری که کارش هدر دادن کاغذ، پول و وقت است را «بیماری سررسید‌خواری» می‌گذارم. موافقید؟!

بیماری «سررسید خواری» بیشتر از همه کارمندها را مبتلا می‌کند که فکر می‌کنند، سررسید هزار و یک کاربرد دارد. رییس‌های خوشحال هم که بنا برعادت پول می‌دهند و هزار و یک سالنامه می‌خرند، بدون این‌که خیلی از این سالنامه‌ها واقعا به کار آدم‌های گیرنده – یا حتی اقوام و آشنایان‌شان – بیایند.

ما پیشنهادمان این است که امسال به جای سررسید، کتاب عیدی بدهید. چه جور کتابی؟ برایتان می‌گوییم.

کتاب کادویی چه شکلی باشد؟

  • جلد جان‌دار: کتابی که آدم کادو می‌دهد باید حال آدم را خوب کند اما زیاد هم دم دستی نباشد. چون این‌جور کتاب‌ها را باید فله‌ای سفارش بدهید، بهتر است یک جور کتابی سفارش بدهید که، جلد محکم و جان‌داری داشته باشد و مدتی در کتاب‌خانه‌ی طرف جا خوش کند. البته این یک قانون نیست. چه بسیار کتاب‌های درست و درمان که جلد محکمی ندارند اما نمی‌شود آنها را از دست داد.
  • جا برای نوشتن یادگاری: آدم که رییس می‌شود، دلش می‌خواهد یک‌جوری خودش را هم تبلیغ کند دیگر. اصلا فلسفه‌ی سالنما و سررسید کادویی همین است. دنبال کتاب‌هایی باشید که جایی برای چاپ بی‌دردسر یک متن یک‌نواخت داشته باشند.
  • انتشارات خوب: سراغ انتشاراتی‌هایی بروید که بتوانند از روی یک کتاب خاص برایتان بدون دردسر یک‌سری چاپ کنند.

کتاب کادویی چه شکلی نباشد؟

  • کتاب‌های صد تا یه غاز: از این‌ کتاب‌های صدتا یه غاز که درباره‌ی رمز و راز موفقیت نوشته‌اند و همه‌جا فله‌ای دیده می‌شوند، نخرید. کتاب نمی‌خرید که یک کاری کرده باشید، می‌خواهید کادویتان خوانده شود دیگر.
  • کتاب‌های غیرمجاز و کپی: اگر قرار است کتاب غیرمجاز و ممنوع کادو بدهید، «من دیگه حرفی ندارم!» ولی حواستان باشد که خرید کپی کتاب‌های مجاز هم اصلا کار خوبی نیست. صد البته خرید این کتاب‌ها برایتان ارزان‌تر تمام می‌شود اما آخر و عاقبت ندارد.
  • لوکس نخرید: کتاب‌های خیلی گران نخرید. کتاب‌های نفیس واقعا گران هستند و بیشتر از آن‌که مطلب خواندنی داشته باشند، پول چاپ باکیفیت و کاغذ عالی‌شان را می‌خورند. این کتاب‌ها مخاطب خاصی دارند و به درد مخاطب عام نمی‌خورند.

 

 

هر آدمی، چه کتابی؟

به شرکت‌تان نگاه کنید. کتاب‌ها را براساس سن و موقعیت کارمندانتان بخرید. پیشنهاد «چی» این است که، چهار گروه مخاطب/کتاب تعریف کنید.

  • گروه سن‌بالا و با تحصیلات: این آدم‌ها از اصول موفقیت خوششان نمی‌آید. بیشتر دنبال کتابهای جدی، زندگی‌نامه‌ها، کتاب‌های تاریخی بگردید.
  • گروه جوان‌تر و کم‌اطلاع: این گروه معمولا زیاد با کتاب آشتی نیستند. برایشان کتاب‌های حجیم و عجیب نخرید. این گروه رمان را بیشتر دوست دارند اما هرچه ساده‌تر، بهتر.
  • گروه مختلف‌السلیقه: اگر کارمندانتان خیلی زیاد هستند و نمی‌توانید آنها را در هیچ‌کدام از این طبقه‌بندی‌ها جا بدهید، بروید سراغ کتاب‌هایی که همه دوست دارند. کتاب‌هایی با موضوع آداب معاشرت، طنز و رمان را همه دوست دارند.
  • گروه خاص: کارمندان‌تان هر زمینه‌ای که کار می‌کنند، دوست دارند در همان زمینه هم اطلاعات کسب کنند. برایشان کتاب‌هایی در همان موضوع خاص بخرید اما زیاده‌روی نکنید. فکر کردن به کار، یکی از بزرگترین ضدحال‌های ممکن است و پافشاری شما می‌تواند بیشتر از موثر بودن، حالتان را بگیرد.

در پست بعدی برایتان پیشنهادهای دیگری هم داریم که دقیقا چه کتابی برای چه کسانی بخرید. تا یکشنبه منتظر باشید.

ایول!
13

Tags: , , , , , , ,


درباره نویسنده

اشکان خسروپور

کتاب را باید با چای خورد، این‌طوری مزه‌اش بهتر است و اصلا بیشتر حال آدم را خوب می‌کند. کتاب‌های زیادی هستند، همین‌طور نویسنده‌های دهان‌پرکنی که اسمشان را شنیده‌ایم اما هیچ‌وقت آنها را نخوانده‌ و ندیده‌ایم. من اشکان خسروپور، روزنامه‌نگار هستم و کارم در «چی» این است که پیشنهاد بدهم، چه کتاب‌هایی با چای داغ می‌چسبند. برای خواندن آثار نویسنده‌های خوب کمک‌تان می‌‌کنم از کجا شروع کنید که توی ذوقتان نخورد.گاهی با بسته‌های خواندنی پیشنهادی هم حالمان را خوب می‌کنیم.



Back to Top ↑