نوستالچی؟ yahoo-messenger-web-login-3

پست شده در ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ | توسط اشکان خسروپور

24

خاطره بازی با مرحوم یاهو مسنجر !

یاهو مسنجر نوستالژی نسل ماست.  یاهومسنجر ما را با واژه‌هایی مثل چت آشنا کرد. یادمان داد که چطور می‌‌توانی با آدمی که هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر از تو نشسته، حرف بزنی، از سن و سالش بپرسی، جنسیتش را حدس بزنی و محل زندگی‌اش را بپرسی. یاهو مسنجر ما را برد به دنیای جدیدی که دنیای ما نبود،‌دنیای خودش هم نبود. یه جای تازه بود. یاهو مسنجر برایمان یک اتاق درست کرده بود که با باز شدن درهایش ذوق‌مرگ می‌شدیم و چشم می‌دوختیم به پایین مانتیور و حتی از سر ذوق صدایمان را بلند می‌کردیم که،‌ «یعنی کی می‌تونه باشه این‌وقت شب؟!»

یاهو مسنجر دوست‌داشتنی که حتی واژه‌های جدیدی مثل ASL  را هم به دایره لغات ما و دنیا اضافه کرد، قرار است تا ۵ آگوست برای همیشه خاموش شود. این پست نوستالچی؟ بهانه‌ای است تا از این دوست قدیمی خداحافظی کنیم.

 

 

چت یاهو چه امکاناتی داشت؟

 

چت یاهو

ما در چنین محیط‌هایی چت می‌کردیم. در صفحه‌ی جادویی چت دونفره می‌توانستی متن تایپ کنی، رنگش را عوض کنی. احساساتت را با شکلک‌های مختلف نشان بدهی و حتی از این شکلک‌های کارتونی عجیب – که لابد اولین استیکرهای تاریخ بودند – بفرستی. یاهو مسنجر یک ابتکار هم به خرج داده بود و دکمه‌ی عجیب و غریبی به اسم BUZZ! کنار دکمه‌های چت گذاشته بود که نقش شاگرد راننده را در تریلی داشت. هروقت طرف مقابل حواسش نبود، کل دنیا را به رعشه می‌انداخت و توجه دیگران را به خودش جلب می‌کرد.

 

اولین استیکرهای تاریخ بشریت

 

استیکرهای اولیه یاهو مسنجر
این دوستان بی‌ریخت و عجیب اوایل در یاهومسنجر نبودند و بعد از مدتی به فضای چت اضافه شدند. این شلک‌ها تکان مختصری می‌خوردند و کارشان بیشتر مسخره‌بازی بود تا رساندن یک پیام خاص.

 

ما در اتاق چت می‌کردیم!

اتاق چت یاهو

اینجا احتمالا یکی از پرمخاطب‌ترین بخش‌های یاهومسنجر بود. آن روزها کمتر کسی کامپیوتر داشت. اگر هم کامپیوتری بود، مودم نداشت که به اینترنت وصل باشد. ( اینترنت می‌خواستیم چه‌کار؟!) اگر هم مودم داشتیم، اینطور نبود که همیشه به اینترنت وصل باشیم. چون اینترنت گران بود. یادتان هست هزینه اینترنت چقدر برایمان آب می‌خورد؟ دوستی از اتاق فرمان اشاره می‌کند که کارت اینترنت البرز برای هر پنج ساعت ۳ هزار تومانی پول می‌گرفت. دقیقا به خاطر همین وضعیت عجیب اینترنت بود که ترجیح می‌دادیم در اتاق‌های چت، دنبال موضوع مورد علاقه‌مان بگردیم و با دیگران حرف بزنیم. اتاق‌های چت موضوع متنوعی داشتند. خودتان هم می‌توانستید یک اتاق جدید درست کنید و داخلش بشوید اما معمولا آدم‌ها مشتری یکی دو اتاق خاص می‌شدند. می‌رفتند، می‌آمدند و حرف می‌زدند.

 

چت گروهی در عصر یاهو مسنجر

 

یاهو چت


اینجا محیط چت گروهی یا همان اتاق‌های یاهو مسنجر بود. هر پیامی که اینجا می‌نوشتی را همه می‌توانستند بخوانند. اینجا مجلس بی‌ریا بود. برای همین، بعضی‌ها در ملاعام چت می‌کردند و تا نزدیکی‌های آشنایی با مرام و مسلک همدیگر هم جلومی‌رفتند. این اتاق‌های چت یک امکان بانمک هم داشتند: می‌توانستی با فرستادن صدایت چت کنی. شاید برای نسل تازه‌تر که با تلگرامشان در عرض سه سوت Voice  می‌فرستند، عجیب به نظر برسد ولی این آپشن در حد سفر به ماه برای ما هیجان داشت.

در گوشه‌ی سمت راست صفحه‌ی چت گروهی اسم همه کسانی که در اتاق یا Chat Room بودند را می‌توانستی ببینی. نکته‌ی بامزه‌اش این بود که بچه پولدارها را می‌توانستی از همین‌جا بشناسی. در روزگار قحطی تکنولوژی و کندی اینترنت (‌که آن‌روزها به نظرمان خیلی هم طبیعی می‌رسید)، آدم‌های معمولی تایپ می‌کردند. آنهایی که وضع‌شان بهتر بود، میکروفون داشتند و صدا می‌فرستادند. دارندگان وب‌کم هم که اهالی بالای شهر بودند و می‌توانستند ویدیو بفرستند. (آن هم با سرعت اینترنت دیال‌آپ)!

صفحه اول یاهو مسنجر چه شکلی بود؟

 

yahoo-messenger

وقتی وارد صفحه اصلی یاهو مسنجر می‌شدید، چنین صحنه‌ای را می‌دیدید. همه دوستان‌تان اینجا بودند. کسانی که به اینترنت وصل نبودند، چراغشان خاموش بود و زردرنگ‌ها به نت وصل بودند. البته یاهو مسنجر یک امکان عجیب و غریب هم برایمان داشت. می‌توانستی طوری داخل یاهو مسنجر بشوی که کسی نفهمد آنلاین شده‌ای!

 

نوشته‌های خواندنی درباره نوستالچی یاهو مسنجر چی؟

این متن‌های کوتاه در شبکه‌های مجازی درباره‌ی خاطره‌ی یاهو مسنجر دست به دست می‌شود. همه ما از یادآوری این خاطره‌ها لذت می‌بریم، نه؟

  • ‏یاهو مسنجر اونجاش که مادرت بیدار میشد برای نماز صبح میگفت کور شدی بدبخت
  • یاهو مسنجر باعث بوجود اومدن فرقه‌ی اسمایلیه شد و تلگرام باعث بوجود آمدن فرقه‌ی ایموجیه
  • ‏یادش بخیر زمان یاهو مسنجر رفاه تو جامعه خیلى بیشتر بود؛
  • به شخصه یادمه خونه هیشکى از زعفرانیه و نیاوران و کامرانیه پایین تر نبود
  • در سوگ یاهو مسنجر باید نوشت : buzz منو کاشتی رفتی،تنها گذاشتی رفتی.
  • یه شب تو یاهو قرار داشتم تاریک بود دوشاخه مودم ر زدم تو پریز برق مودم سوخت و من اونجا اولین شکست عشقیمو خوردم
  • یاهو مسنجر اونجاش که اینویزیبل میرفتیم یهو یکی مسیج میداد میدونم آنلاینی یجور قیافه میومد انگار شرلوک هولمزه

 

 

 

 

این خاطره‌های ما از یاهومسنجر جان بود. شما چیزی یادتان می‌آید؟ برایمان زیر همین مطلب کامنت بگذارید. 🙂

ایول!
15

Tags: , ,


درباره نویسنده

اشکان خسروپور

کتاب را باید با چای خورد، این‌طوری مزه‌اش بهتر است و اصلا بیشتر حال آدم را خوب می‌کند. کتاب‌های زیادی هستند، همین‌طور نویسنده‌های دهان‌پرکنی که اسمشان را شنیده‌ایم اما هیچ‌وقت آنها را نخوانده‌ و ندیده‌ایم. من اشکان خسروپور، روزنامه‌نگار هستم و کارم در «چی» این است که پیشنهاد بدهم، چه کتاب‌هایی با چای داغ می‌چسبند. برای خواندن آثار نویسنده‌های خوب کمک‌تان می‌‌کنم از کجا شروع کنید که توی ذوقتان نخورد.گاهی با بسته‌های خواندنی پیشنهادی هم حالمان را خوب می‌کنیم.



24 دیدگاه برای مطلب «خاطره بازی با مرحوم یاهو مسنجر !»

  1. مونا :

    واقعا یادش به خیر باید سه ساعت خیره میشدیم به دهن اون اسمایلی زرده و خدا خدا کنیم که مسنجرمون وصل بشه.
    یه بار با هزار بدبختی یه متن بلند بالا تایپ کردم که برای یه نفر بفرستم وسط کار تلفن زنگ خورد و اینترنت قطع شد. کلا همه چی پرید حتی عشق از سرم.

    راستی آیا بهتر نیست به جای دیال آپ بگوییم دایل آپ؟

    • اشكان خسروپور اشكان خسروپور :

      من حتی برای صرفه‌جویی در وقت، یوزرنیم و پسورد را زودتر توی کادرهای یاهومسنجر می‌نوشتم که وقتی «قیژژژژ قیژژژ» مودم تمام شد، سریع‌تر به اینترنت وصل بشم و در وقتم صرفه‌جویی بشه!

      «دایل آپ» تلفظ درستشه اما خب فکر کردم اینجا که بحث نوستالژی است،‌بهتره با همان تلفظ قدیمی و خودمانی حرف بزنیم، هرچند درست نبود. 🙂

    • فائزه محمدی :

      منم بهش میگفتم دیال آپ .بچه های الان حتی نمیدونن دیال آپ چیه البته من۱۸سالمه.واقعا چه دورانی بود خخ
      من کامیپیوتر داشتم هر کی تو خونه رد میشد واقعا میتونس ببینه من چکار میکنم.نصف شبام که صدای کامپیوتر همرو بیدار میکرد ولی بازم مقاومت کردم .چه روزایی که با استرس چت کردم خخخ.وای اون شکلک زرده که میچرخید بلند ترین انتظار دنیا بود البته بعد از غار و غورهای وصل شدن به اینترنت.مخصوصا اپلود تصویر با این نت.اون نسل اولیه استیکر هم که من عاشقشون بودم.buzzهم که میزدن کل وجود ادم ب لرزه در میومد
      این سوگ رو به تمام خانواده پارینه چتی تسلیت میگم:(

  2. چت کردن برام جذابیتی نداشت

  3. مهرگان :

    منم خیلی خاطره دارم چه قرار هایی از طریق همین یاهو مسنجر در دوران نوجوانی میذاشتیم سنمونم ۲و۳ سال بالاتر میبردیم که user freindly تر باشه :::))))))))))))))))))

    • اشكان خسروپور اشكان خسروپور :

      البته «فرند- فرندلی» در واقع!!! راستش شما رو نمیدونم ولی برای من و خیلی از هم‌سن‌هایم مهم بود که حتما حدود ۱۸ تا ۲۰ سال باشیم. ۲۵ هم ایده‌آل بود.. نمیدانم چرا اما ایده‌آل بود دیگر 🙂

  4. لیلی :

    یادش بخیر. اولین اعتیاد به اینترنت بعد از اعتیاد به گیم رو با یاهومسنجر تجربه کردیم!
    اعتیاد به چت…
    یادمه اولین بار که یاهو مسنجر نصب کردم ۱۲ سالم بود. دوم راهنمایی بودم. تو چت روم اوایل که سنم رو میگفتم معمولا باور نمیکردن و میخندیدن. بعد میگفتم ۱۵ تا طبیعی تر به نظر بیاد! اما میدیدم اینم جواب نمیده… تا ۲۵ رفتم!
    چقدر سرکار میذاشتیم
    چقدر میخندیدیم
    چقدر وقت تلف میکردیم(مثل الان)

    • اشکان خسروپور اشکان خسروپور :

      واقعا که یادش به خیر….

      منم همین حدودها بودم. راست می‌گویید. آدم که سنش را دقیق می‌گفت کسی حال نمی‌کرد. دست‌کم باید یک سبیلی پشت لب‌هایت سبز می‌شد تا جدی گرفته بشوی……
      تازه شما خوش‌شانس بودید که با خندیدن ترک‌تان کرده بودند. واسه من که فوق فوقش خداحافظی می کردند… اما معمولا پنجره را می‌بستند و هرچه BUZZ می کردی تحویل نمی گرفتند… 🙂

      منظورتان از اتلاف وقت ، حضور در سایت محترم و وزین و قشنگ و خوب و… نبود که، بود؟ :))

      امضا یک چی‌نویس شنگول 🙂

      • لیلی :

        :)))
        نه اتفاقا این سایت واقعا جذاب و دوست داشتنی و مفید رو همین دیروز(۲۴خرداد) کشف کردم. منظورم اتلاف وقت در تلگرام و امثالهم بود.

        ضمناً، تشکر از مطالب خواندنی و خودمانی شما. (یکی دو تا دیگه غیر از این هم خوندم و باقی هم بعدا مشتاقم بخونم. چون قلمتون به دل میشینه)

        موفق تر باشید…

        • اشکان خسروپور اشکان خسروپور :

          چه بامزه.. چطوری پیدامون کردین؟ با تشکر از عمو گوگل یا دوستان و…. ؟ خوش آمدید… چقدر هم که فعال هستید … همه جا پر کامنت‌های شما شده 🙂

          • لیلی :

            به واسطه لینک یک مطلب درباره لباس….که وقتی خوندمش به نظرم عالی نوشته شده بود…
            بعد فهرست پربیننده ترین ها نظرم رو جلب کرد و چند مطلب که رصد کردم دیدم نه!واقعا سر سایت به تنش می ارزه!
            یه امتیازش هم اینه اینجا تبلیغات سرسام آور رو دیدگان آدم آوار نمیشه(جزو نوادره واقعا!)
            تا حدی هم فضای وبلاگ گونه داره…سیلان حس صمیمیت…
            اره خلاصه…
            ممنون

          • اشکان خسروپور اشکان خسروپور :

            خوش آمدید پس… بازم تشریف بیارید.. مهمان هم بیارید.. به خدا خوشحال میشیم ها 🙂

  5. رعنا :

    برای من که یک دهه هفتادی بودم شاید کار کردن با یاهو مسنجر اولین تجربه ادمهای مجازی بود.از ساعت دوازده شب شروع کردن به اتصال به اینترنت و تحمل صدای وووووووییییییییییجزززززززززقققققققققققق بیبیبیو تا اخر دایالاپ خانه وصل شود.از آن جهت دوازده شب که اگر در قشر معمولی میبودی و در خانه فقط یک خط تلفن میداشتی نمیشد هر دم دقیقه به نت وصل بشوی چرا چون شاید یهو پدر زنگ میزد خانه و میخواست لیست خرید را چک کند و تو بخاطر نت تلفن را اشغال کرده بودی و ….القصه بعد مدتها تلاش نت با سرعت لاکپشت وصل میشد و تو سریع یاهو مسنجر را بالا میاوردی و میدی عه چند پیام جدید عه فلانی.میرفتی در چت روم های مختلف میچرخیدی به عده ای جوان میرسیدی که بد تر از خودت به خفت متصل به نت شده اند .حالا بگذریم که اغلب افراد مال منطقه فلان تهران بودند و تو بچه شهرستانی بودی و اگر بخت یارت میبود یک شهرستانی دیگر پیدا می شد.و چت ها و صحبت ها…
    و یکباره یاد ت از فامیل دور پدر یا مادر می افتاد که انور دنیاست و تو میلش را میافتی و میدیدی عه او هم آنلاین است.شروع میکردی از سلام و احوال پرسی کردن و بعد از رنگ ان ور دنیا پرسیدن که اگر یکباره مادر یا پدر وارد اتاق میشد لعنت گویان که بگیر بخواب سه صبح شد تو بگویی بیا بیا پسرعمویت دارد حرف میزند و او را هم سردوق میاوردی و پسرعمو وب کم راه میانداخت خانه پیزوری اش در ان کله دنیا را نشانتان میداد…و …/
    و چه شبهایی که همین گونه تا صبح یاهو به بغل خوابمان نبرد

  6. اشکان خسروپور اشکان خسروپور :

    خانم لیلی.. دم شما هم گرم 🙂 مرسی

  7. soode :

    یکی از نقاط عطف زندگیم وقتی بود که فهمیدم چطور میشه صدای مودم رو قطع کرد تا نصفه شبی بابام نفهمه که باززز پای اینترنتم. این پای اینترنت بودن هم فقط چت کردن بود تا صبح وگرنه با اون سرعت داغون، سایتی باز نمیشد.
    البته بعد بابام بهم بدل زد و یه کاری کرد که دیگه صدای مودم رو نمیشد قطع کرد 🙂

    همیشه هم چت روم های انگلیسی بودم. ایرانیها خیلی بد بود محیطش. بهانه ام هم، تمرین زبان، که واقعا مفید هم بود.

    یه بار هم یه کارت اینترنت خریدم که قیمتش نسبت به بقیه ارزون تر بود و فقط باهاش میشد مسنجر باز کرد و سایتها رو باز نمیکرد.

    یادش بخیر

    • اشکان خسروپور اشکان خسروپور :

      ها.. منم این نقطه عطف رو تجربه کردم… اولش خیلی خوب بود اما بعد از یک مدتی دلم برای شنیدن صدای مودم تنگ شد… یادم رفته بود چطور بی صدایش کردم. با هزار مکافات فهمیدم چطور باید صدا را به حضرت مودم برگرداند!

      راستی این چت روم انگلیسی که می گویید من هم تجربه کرده ام. یک بار با موجودی در ایالات متحده چت می کردیم و خیلی مهربانانه پرسیدم شغلش چیست؟ او هم گفت در Pet store کار می کند. جستجوی من برای یافتن دیکشنری و ترجمه Pet مدت مدیدی به درازا کشید که هیچ وقت فراموشش نمی کنم!

  8. soode :

    یه خاطره دیگه:
    sorry! DC

    • اشکان خسروپور اشکان خسروپور :

      آخ آخ… کلا هزار بار دی سی می شدیم… حالا اگر کارت داشته باشی اشکال نداره.. یه وقت هایی کارت نداشتی و وسط یک مذاکره مهم در حد برجام یهو دی سی میشدی. هیچی دیگه… واویلا…

      راستی یادتون هست یک شغلی راه افتاده بود که کارت اینترنت تلفنی می دادند. یعنی رمز را تلفنی می خواندند بعد پولش را دم خانه تحویل می گرفتند. آن زمان که کارت بانکی و رمز دوم اختراع نشده بود، من شخصا خیلی از این روش استفاده کردم. خیلی کیف می داد … با یک تلفن کارت اینترنت می خریدی، خیلی هم فوری و خوب!

  9. مهناز فتاحی :

    اگر می خواهید خاطراتتان را مرور کنید کتاب لایکم کن را که تازه ترین اثر من است بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to Top ↑